به سمت بالا حرکت کردیم. راهنمایمان چنان سریع و چابک از صخرهها بالا میرفت که تا سر برگردانی سر از نقطهی جدیدی در آورده بود. کمی دور خودمان گشتیم که گفت صبر کنید. از یک سوراخی داخل رفت و سر از جای دیگری درآورد. کمی بعد جای" یخچال بزرگ" را بین سنگها پیدا کرد و برگشت تا ما را همراه خود ببرد. گودالی بین صخرهها بود که با آرامش تمام نشسته بود لبهاش. یک لحظه ترسیدم پرت شود پایین. گفت تابستان با دوستانش میرود آن پایین و نگرانش نباشم. به نقل از مادرش تعریف کرد اینجا قبلن آب بوده و جریان داشته ولی بعد از زلزله سنگها روی هم آمدهاند.
عکس پایین "عروس تله" را نشان میدهد.



