Sunday, August 26, 2007

پویا


پویا تمام یازده جلسه ی گذشته قسمت بیشتر نقاشیش را خطوط مدوری تشکیل می داد که حتمن خودش باید دربارشون توضیح می داد تا هر خط مفهموم پیدا کنه.. حالا امروز که جلسه ی آخر کلاسش بود کاملن متفاوت تر از قبل بود.. این نقاشی را خیلی دوست می دارم!

از چپ: جاده ای که به مهدکودک منتهی می شه.. اون دونفر هم دوستاش هستن کنار مهدکودک.
خونه در سمت راست و مامانش که اون گوشه ایستاده..

پ.ن: تا هفته ی دیگه همه ی کلاسها تمام می شه.. تازه داشتم عادت می کردم به بودنشون!

4 comments:

mohammad said...

همین الانش من نمی تونم همچین چیزی بکشم :دی
قشنگ کشیده ... قشنگترش مفومشه !

ماكان said...

مشخصه كه استاد بدي نيستي ها! خيلي خوب كشيده!

L'petit ALI said...

من این حسو راجب شاگرردات خیلی دوس دارم..خودم زیاد فرصت پیدا نکردم احساسش کنم.

شیخ الشیوخ نادرالدین شاه said...

خب یه خورده بیشتر وقت میزاشتی شاید یه چیزی از توشون در می اومد!!!!1