Saturday, December 16, 2006

آخر هفته

سه شنبه با مینا و مینا و مینا و دینا رفتیم خونه.. اولین بار بود که بدون مامان این جاده را می رفتم و قول داده بودم بالای 100 تا نرم!! خیلی آروم و با احتیاط هم می رفتم فقط نمی دونم چرا مجبور شدیم 45 دقیقه رامسر توقف کنیم که احیاناً صدای مامان هم در نیاد..

همه جا پاییز بود یه عالمه..

13 comments:

فهرست وب ایرانی: نمابه ها said...

سلام
و
لینک
مستقل / اتوماتیک / بدون سانسور
فهرست وب ایرانی : نمایه ها

اهري said...

تعريف رانندگيتون رو شنيده ام
!
!
!

مداد said...

ديديد ديد ديديد ديد:دي

Lord said...

بعد اونوخ اینجا ایرانه ها!
بالای صد تا یعنی چی؟؟
هشتادش هم مساویست با خطر مرگ
!خیلی بیخیالی

Veroneeque said...

دختر جان تو 100 تا بالاتر هم نرفتی و مجبور شدی توقف کنی؟ بعدشم جاده جاده س...آروم برو..خب؟!

بی بی باران said...

خوش به حالت هوای پاییز شمال رو دارم

EDi said...

چه باحال احتمالا برای اینکه قاطی نشه میناها به مینا1 مینا2 و مینا3 تغییر نام داده بودن ... حالا خوش گذشت ؟ سوغاتی ما چی شد؟؟

EDi said...

راستی ما رو جزوه دوستات ندونستی؟؟ لینکم و ندیدم ؟؟!!

Anonymous said...

شهلا
من که رانندگیت را تجربه کردم و خیلی عالی بوده

علی said...

: )

غریبه said...

واسه شروع خوب بوده...

amir said...

دلم رامسر پاییزی خواست.باید خیلی قشنگ باشه

Golpar said...

zendeyin engar!!