Tuesday, December 26, 2006

سرما و سرفه های پی در پی را بهانه کرده ام برای دانشگاه نرفتن.. روزهای آخر کلاس هاست و خبری هم نیست.. ولی فقط خودم می دانم بهانه ست برای خانه ماندن.. همش از پی بهانه ست...

باز مثل هفته های گذشته! فکر کردم این هفته دیگه امکان نداره این راه را برم ولی باز کوله ام را جمع کرده ام.. پنج شنبه تولد میناست و اصرار داره بریم تهران.. ولی اگه برم خونه فیروزه را بعد از مدتها می بینم. می تونم برم پیش نگین.. می تونم با مهسا باشم که این دوهفته اصلاً نشد ببینمش.. می تونم برم کانون.. دلم برای شیما و سحر تنگ شده..
کادوی مینا را هفته ی بعد که دیدمش می دم.. می رم خونه!

10 comments:

Golpar said...

be nazar khaste konande miad gaz kardane in rah,linket ro gozashtam too webam

sun said...

cheghadr tasmim ye ja gerefti!

هدیه said...

جدی خوش به حالت، من برعکس، دنبال این بهونه‌ها می‌گردم که خونه نرم.

احساس می‌کنم یه چیز ِ خیلی عمیق مفهومشو برام از دست داده.

podix said...

ey aqa !! ! !

خزان نوشت said...

حيف كه ديگه كلاس دودر كردن برام تموم شد! فارغ التحصيلي خيلي بده!

Eirsa said...

همون بهتر که دانشگاه نمی ری.. بشین تو خونه...حالشو ببر!

shabnevis said...

منم تولد مينا دعوتم ديگه؟!

پوریا said...

من نه دلم برای کسی تنگ شده، نه تولد دعوتم، نه میخوام برم خونه، نه میخوام برم سفر. همش از سر بهانه...
خوشبحالت باز تو بهانت یه جوریه که به خیلی چیزا میرسی.

setayesh said...

Khoda rofagha ro ziyad kone abji

Le Petit Ali said...

دنیا کوچیکه...دنیا بونه گیر...