Wednesday, April 23, 2008

بعد از تعطیلات عید که منا جان منت بر سر ما گذاشتن و رفتن مدرسه.. خبر آورد یکی از همکلاسی هاش عقد کرده و مسئولین مدرسه اجازه ندادن سر کلاس بشینه تا والدینش تشریف بیاورند ولی خب از روز بعد ایشون هم مثل سایر دانش آموزان سر کلاس حضور یافت.
چند روز بعد از این ماجرا باز منا خبر آورد در همین تعطیلات عید، مراسم نامزدی یکی دیگه از همکلاسی هاش بوده..

من – می بینم که داری بوی ترشیدگی می گیری کم کم! بجنب زودتر ، عقب نمونی عزیزم

منا : اتفاقن من اینها را تعریف کردم که تو و دینا خجالت بکشید!!


پ.ن: با بچه های این دوره و زمونه نمی شه شوخی هم کرد. یه جوابی در آستینشون دارن..

4 comments:

شیخ الشیوخ نادرالدین شاه said...

عیال ما که مشکلی ندارند!
بف فکر خود باشید

صادق said...

حتمی عجله داره که اینجوری داره شما رو سر غیرت میاره! :D

neda said...

khob ona bache hastan aghleshon nemirese ke che hemaghati daran anajam midan.man o shoma ke aghlemon kamel shode mifahmim in hemaghato nabayd anjam bedim ;)

mohammad said...

خوب راس میگه دیگه ... چرا مزدوج نمیشین :دی