Sunday, July 20, 2008

بارونس های درخت نشین "یا" دو بلاگر بر درخت *


حسابی در طی بالا رفتن و پایین آمدن از این درخت خندیدیم. دینا هم تمام مدت داشت فیلم می گرفت و الان یک فیلم کمدی هم داریم :دی

تا ساعتی بعد سرفه و عطسه دست از سرمان بر نداشت. نمی دانم روی شاخ و برگ این درخته چه بود که از وقتی رفتیم آن بالا افتادیم به سرفه کردن.

پ.ن: یادم آمد مادرم یک بار هم نگفت مواظب خودت باش و نیفتی و ... فقط نگران شاخه های درخت بود و می گفت مواظب باش شاخه ها را نشکنی!


* عنوان از اون یکی خانوم بلاگر

1 comments:

مامان دنی said...

نمیدونستم اینقدر شیطونی