Saturday, September 20, 2008

برای نفس کشیدن هم اجازه

در راستای این نوشته و در راستای اینکه نمی دانم چرا طبق یک قانون مسخره و مزخرف همه ی زنان این سرزمین نیاز به اجازه، ولی، قیم، بزرگتر و کسی که تأییدشان کند دارند..

در فرم های ثبت نام دانشگاه آزاد، یک فرم مخصوص "خواهران" موجود است که باید از سوی یکی از والدین دانشجو تکمیل شود. نوعی تعهد نامه ست که ولی دانشجو امضاء می دهد مواظب رفتار و کردار دخترش باشد و سوء رفتار اجتماعی و فرهنگی و ... در این محیط ازش سر نزند!
نمی دانم سوء رفتار فقط مخصوص دخترهاست؟ یا هیچ پسری رفتار غیر اخلاقی و غیر اجتماعی ندارد در هیچ زمانی که خطری هم بابتش احساس نمی کنند؟ یا مسبب همه ی بدبختی ها و مشکلات و ناهنجاری ها دختران می باشند؟


زن به سختی راه می رفت.. روی صندلی نشست و پسرش - میانسالی را پشت سر گذاشته بود- کارهایش را انجام می داد. مردی که مدارک دریافت پاسپورت را چک می کرد از پسر ِ پیرزن پرسید: زنته؟
پسر جواب داد: نه! مادرم ه
مرد نگاهی به مدارک انداخت و گفت: اجازه ی شوهر
پسر: خیلی سال ه فوت کرده.. می خوام مادر را بفرستم کربلا
مرد مکثی کرد و گفت: پس گواهی فوت شوهرش لازمه..

اینها تا لب گور هم دست از سر زن برنخواهند داشت! می ترسم برای مُردن هم طلب اجازه نامه کنند..


پ.ن: طرح جدید مجلس «الزام دانشگاه ها به پذیرش دانشجویان دختر در محلی که سکونت می کنند»
چرا در این مملکت فکر می کنند دخترها باید تا ابد تحت نظر خانواده و چسبیده به پدر و مادرهایشان و بعد هم شوهر زندگی کنند؟ چرا سعی نمی کنند استقبال کنند از امکانی که به زنان اجازه می دهد روی پای خودشان بایستند و با خیلی از مشکلات به تنهایی روبرو شوند؟ چرا باید این فرصت سلب شود؟
چرا نباید حق انتخاب داشته باشیم؟

1 comments:

سعید said...

کلاً ما هرچی میکشیم از دست شما دختراست ...
ولی از شوخی گذشته هر چی جلوتر میریم به جای اینکه ذهنیت ها باز بشه و بیشتر رو به عصر حجر و تحجر میاریم ...
اگر پس فردا دیدین گفتن تحصیل برای جنس مونث غدقن شده تعجب نکنید ...