Tuesday, May 01, 2007

آرزو

بابا جانمان چندی خیلی قبل!! دعوتم کرده بود از آرزوهایم بنویسم.. ولی هی ننوشتم تا الان..

1. آرامش زندگیم را هیچ طوفان و اتفاقی نتونه برهم بزنه.
2. مامان و بابا و خانواده ام تا همیشه باشن و همیشه این جمع گرم و صمیمی برقرار باشه.
3. تنها و مستقل و با استقلال کامل زندگی کنم.
4. همیشه جوون و سرحال باشم! دلم نمی خواد پیر و از کار افتاده بشم هیچ وقت.
5. گاهی بتونم جمجمه ام را بشکافم و بذارم مغزم هوایی بخوره و خنک شه..

بقیه ی آرزوهام هم باشه برای خودم.. الان که شروع به نوشتن کردم دریافتم که کم هم نیستن!!
و دعوت می کنم از سمیرا، منا، پانته آ، مهتاب و دعوت آخر هم مشترکن تعلق می گیره به: صالح، عادل مشرقی، امیر، حسین شبنویس، آرین و علی

6 comments:

Golpar said...

in arezooye panjomi gahi vaghta arezoo manam hast!

مهتاب مفخم said...

سلام بر دنیای عزیزم .چه عجب این کامنت دونیه شما لود شد .از دعوتت ممنونم .در اولیت فرصت اجابت می کنم .دوست جونی :)

محمد جواد شکری said...

کی میگه ارزو بر جوانان عیبه؟؟؟

امیر said...

بالاخره یه کسی من رو هم دعوت کرد...خیر از جوونیت ببینی دختر جون.به حق پنج تن به همه آرزوهات برسی

منا said...

ما نداي هل من ناصر ينصرني شما را احابت مي‌كنيم فقط يه خورده وقت لازم دارم كه ليست آرزوهام رو آپديت كنم...و فعلا يه دونه از آرزوهام رو اينجا اشانتين مي‌نويسم: آرزو مي‌كنم به تمام آرزوهاي قشنگت برسي از ته ته دلم

pantea said...

مرسی دنيا جان از دعوتت. حتماً مينويسم به زودی ليستی بلند بالا از آرزوهايم :)