Saturday, January 13, 2007

افسانه چای

در مورد مصرف اولیه چای در ژاپن افسانه ای وجود دارد بدین صورت که؛ کشیشی به نام بودهیدهارما در هنگام مراجعت از چین به ژاپن خواب بر او غلبه کرد، پس از بیدار شدن برای تنبیه خود مژه های خود را کند و بر روی زمین ریخت، این مژه ها در خاک ریشه داد و تبدیل به درخت چای شد. از آن به بعد برای مبارزه با خواب از این گیاه استفاده نمودند.


چای (کاشت، داشت و برداشت) . تألیف دکتر سید محمود اخوت، مهندس دانش وکیلی. انتشارات فارابی

11 comments:

Jozeph said...

خوبه حالا مژه بوده....اگه سیبیل رو میکند که درخت میشد

احسان said...

23سالگیت مبارک

نیما دینگالیگا said...

bazam khobe in nevisandeie geran ghadr dar morede aids ketab neminevise ...mage na malum nabood chi az aab dar biad!:))

setayesh said...

فکرش رو بکن.. هر وقت داریم چای می خوریم انگاری داریم مژه می خوریم! اه

amir said...

چه افسانه جذابی

رضا said...

همون به نظرم برای مبارزه با خواب یک بار یکی از مژه هامون رو بکنیم دیگه عمرا خوابمون نمیبره!

مهزاد said...

افسانه ها چون تلخی دنیای واقعیت رو ندارن همیشه برام جذاب بودن
................................... چای من که عاشقشم خیلی بیشتر از قهوه دوستش دارم!

azadeh said...

چای می خوریم اونم از رو کتاب

LE petit ALI said...

فکر کن ما الان داریم مژه های اونو میخوریم !

Golpar said...

khoob shod nakhas masalan dastesho ghat kone ya ye bala dige sare khodesh biare,jaye shokresh baghie ke ma faghat mojehaso mikhorim!

سینا شعبانی said...

خیلی جالب بود، لذت وافری بردیم ممنون